بیمتال که با نام رله اضافهبار حرارتی نیز شناخته میشود، یکی از مهمترین تجهیزات حفاظتی در مدارهای قدرت به شمار میرود. عملکرد اصلی این قطعه، حفاظت از موتورهای الکتریکی در برابر جریانهای اضافهبار است که میتواند منجر به گرمشدن بیشازحد و در نهایت سوختن سیمپیچها شود. در تأسیسات صنعتی، پمپها، فنها، کمپرسورها و تقریباً تمام خطوط تولید برای محافظت از موتورهای خود به بیمتال وابسته هستند. این تجهیز با مانیتورینگ مداوم جریان عبوری، در صورت تشخیص شرایط غیرعادی، با ارسال فرمان قطع به کنتاکتور، مدار را از کار میاندازد و از خسارات مالی سنگین و توقف خط تولید جلوگیری میکند. اساس کار بیمتال بر پایه اختلاف ضریب انبساط حرارتی دو فلز مختلف است که در دمای بالا خم شده و باعث بازشدن کنتاکتها میشود. به همین دلیل، بیمتال به عنوان یک محافظ مطمئن و ضروری در تمام تابلوهای برق صنعتی حضور دارد.
اساس عملکرد بیمتال بر اختلاف ضریب انبساط حرارتی دو فلز مجزا استوار است. این قطعه از دو فلز با ضرایب انبساط متفاوت تشکیل شده که به یکدیگر جوش داده شدهاند. زمانی که جریان الکتریکی از بیمتال عبور میکند، حرارت ناشی از جریان باعث گرمشدن هر دو فلز میشود. از آنجایی که ضریب انبساط یکی از فلزها بیشتر از دیگری است، آن فلز سریعتر و بیشتر از فلز دیگر منبسط میشود و همین اختلاف انبساط باعث خمشدن نوار بیمتال به سمت فلزی با ضریب انبساط کمتر میگردد. این خمیدگی در نهایت به یک اهرم فشار وارد کرده و باعث فعالشدن یک میکروسوئیچ میشود که مدار فرمان را قطع کرده و کنتاکتور را از کار میاندازد. در واقع، بیمتال جریان اضافهبار را به صورت غیرمستقیم و از طریق افزایش دما تشخیص میدهد، به همین دلیل به آن رله حرارتی نیز میگویند. این ویژگی باعث میشود بیمتال نسبت به افزایش جریان واکنش نشان داده و از موتور در برابر آسیبهای جدی محافظت کند.
تفاوت اصلی بیمتال تکفاز و سهفاز در تعداد فازهایی است که از آن عبور کرده و از آنها حفاظت میکند. بیمتال تکفاز همانطور که از نامش پیداست، برای حفاظت از مدارهای تکفاز طراحی شده و معمولاً در موتورهای کوچک و تجهیزات خانگی و صنعتی سبک کاربرد دارد. در مقابل، بیمتال سهفاز برای حفاظت از موتورهای سهفاز صنعتی به کار میرود و هر سه فاز ورودی از آن عبور میکنند تا در صورت بروز اضافهبار در هر یک از فازها، مدار قطع شود. در تابلوهای برق صنعتی استاندارد، بیمتال سهفاز دقیقاً در خروجی کنتاکتور و قبل از موتور نصب میشود تا از بارهای اضافی ناشی از موتور محافظت کند.
رله بیمتال یا رله حرارتی، بر خلاف رلههای مغناطیسی و الکترونیکی، از یک مکانیزم کاملاً فیزیکی و حرارتی برای تشخیص اضافهبار استفاده میکند. رله مغناطیسی بر اساس نیروی الکترومغناطیسی ناشی از جریان بالا عمل کرده و معمولاً برای حفاظت در برابر اتصال کوتاه به کار میرود، در حالی که رله بیمتال زمان مشخصی برای عملکرد نیاز دارد و اجازه میدهد جریانهای راهاندازی موقت بدون ایجاد اختلال در مدار عبور کنند. رلههای الکترونیکی یا دیجیتال نیز با استفاده از پردازشگر و سنسورهای جریان، دقت بالاتری دارند اما هزینه بیشتری نیز دارند. مزیت اصلی بیمتال نسبت به این دو نوع، سادگی ساختار، قیمت مناسب، قابلیت اطمینان بالا و عدم نیاز به منبع تغذیه جداگانه است. به همین دلیل، بیمتال همچنان پرکاربردترین رله حفاظتی در صنعت برق به شمار میرود.
هنگام انتخاب بیمتال برای یک کاربرد صنعتی، چندین مشخصات فنی کلیدی باید مدنظر قرار گیرد. اولین و مهمترین مشخصه، جریان نامی یا جریان تنظیم است که باید با جریان کامل بار (Full Load Current) موتور مطابقت داشته باشد. دومین مشخصه، کلاس حفاظتی بیمتال است که نشاندهنده زمان عملکرد آن در شرایط اضافهبار میباشد؛ کلاس ۱۰ برای موتورهایی با زمان راهاندازی کوتاه و کلاس ۲۰ برای موتورهای با اینرسی بالا مناسبتر است. ولتاژ کاری، نوع اتصال (سیم مستقیم یا ترانسفورماتور جریان)، دمای محیط کاری، ابعاد و نحوه نصب نیز از دیگر مشخصات فنی مهم هستند. همچنین برندهای معتبری مانند زیمنس، اشنایدر الکتریک، ABB، هیوندای و ال اس الکتریک از لحاظ کیفی در بازار شناختهشده هستند و انتخاب هر یک بستگی به نیاز پروژه و بودجه دارد.
تنظیم جریان بیمتال یکی از حساسترین مراحل نصب و راهاندازی این تجهیز است که مستقیماً بر عملکرد صحیح حفاظت از موتور تأثیر میگذارد. روی بدنه بیمتال یک پیچ یا کلید تنظیم وجود دارد که با چرخاندن آن میتوان جریان قطع را در محدوده مشخصی تغییر داد. برای تنظیم دقیق، ابتدا باید جریان نامی موتور را از روی پلاک آن خوانده و سپس پیچ تنظیم را روی همان مقدار قرار داد. در برخی مدلها، این تنظیم به صورت درصدی از جریان نامی انجام میشود. اهمیت تنظیم دقیق به این دلیل است که اگر جریان را بیشازحد بالا تنظیم کنیم، بیمتال در شرایط اضافهبار واقعی عملکرد نکرده و موتور دچار آسیب میشود. برعکس، اگر جریان را خیلی پایین تنظیم کنیم، بیمتال در شرایط عادی و در اثر نوسانات جزئی جریان، مدار را قطع کرده و باعث توقفهای ناخواسته در خط تولید خواهد شد.
نصب استاندارد بیمتال بر روی کنتاکتور شامل چند مرحله اساسی است که باید با دقت و رعایت کامل نکات ایمنی انجام شود. اولین مرحله، قطع کامل برق مدار و اطمینان از بیبرقی تجهیزات است. سپس باید نمودار سیمکشی مدار را بررسی کرده و محل دقیق نصب بیمتال را که معمولاً در خروجی کنتاکتور و قبل از موتور است، مشخص نمود. در مرحله بعد، سیمهای خروجی کنتاکتور به ترمینالهای ورودی بیمتال (L1، L2، L3) و سیمهای ورودی موتور به ترمینالهای خروجی (T1، T2، T3) متصل میشوند. کنتاکت بسته بیمتال (NC) که با شمارههای ۹۵ و ۹۶ مشخص شده، باید با بوبین کنتاکتور سری شود تا در صورت بروز اضافهبار، مدار فرمان قطع گردد. همچنین کنتاکت باز (NO) با شمارههای ۹۷ و ۹۸ برای اتصال چراغ سیگنال یا هشدار دهنده استفاده میشود.
بیمتالها علیرغم ساختار مقاوم خود، برای عملکرد دقیق و مطمئن به شرایط محیطی خاصی نیاز دارند. دمای محیط یکی از مهمترین عواملی است که بر عملکرد بیمتال تأثیر میگذارد، زیرا اساس کار آن بر پایه حرارت است. اگر دمای محیط بیشازحد بالا باشد، بیمتال ممکن است زودتر از موعد و در جریانهای کمتر از مقدار تنظیم شده، مدار را قطع کند. برعکس، در دماهای بسیار پایین، بیمتال دیرتر عمل کرده و ممکن است حفاظت کافی را تأمین نکند. رطوبت، گردوغبار و مواد شیمیایی موجود در محیط نیز میتوانند به مرور زمان باعث خوردگی کنتاکتها و کاهش حساسیت بیمتال شوند. به همین دلیل، در محیطهای مرطوب یا آلوده باید از بیمتالهای با محفظه ضدآب و ضد گردوغبار استفاده کرد و در صورت امکان، تابلو برق را در محیطی با دمای کنترلشده نصب نمود.
پس از نصب بیمتال، انجام تستهای عملکردی برای اطمینان از صحت کارکرد آن ضروری است. سادهترین روش تست، استفاده از یک مولتیمتر برای بررسی پیوستگی کنتاکتهای NC (شماره ۹۵ و ۹۶) در حالت عادی است که باید بسته باشند. همچنین میتوان با اعمال جریان بیشتر از مقدار تنظیم شده به صورت کنترلشده، عملکرد قطع را آزمایش کرد. روش دیگر، تست با استفاده از دستگاه تزریق جریان است که جریان مشخصی را به بیمتال اعمال کرده و زمان قطع را اندازهگیری مینماید تا با منحنی جریان-زمان استاندارد مطابقت داشته باشد. برای تست دقیقتر، میتوان از یک بار آزمایشی با جریان قابل تنظیم استفاده کرده و عملکرد بیمتال در درصدهای مختلف اضافهبار (مثلاً ۱.۲ برابر، ۱.۵ برابر و ۶ برابر جریان نامی) را بررسی نمود. همچنین بررسی ولتاژ ورودی و خروجی در شرایط عادی و پس از تحریک، از دیگر روشهای رایج تست است.
عملکرد بیمتال در جریانهای کمتر از مقدار تنظیم شده، یکی از مشکلات رایجی است که میتواند دلایل متعددی داشته باشد. مهمترین دلیل، تأثیر دمای محیط بر عملکرد حرارتی بیمتال است؛ اگر دمای محیط بالا باشد، بیمتال زودتر از موعد خم شده و مدار را قطع میکند. دلیل دیگر میتواند نصب نادرست و اتصالات شل باشد که باعث افزایش مقاومت و تولید گرمای اضافی در محل اتصالات میشود و این گرما به بیمتال منتقل شده و عملکرد آن را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین اگر بیمتال در مجاورت منابع گرمایی مانند کنتاکتورهای پرمصرف یا سایر تجهیزات داغ نصب شده باشد، این گرمای محیطی میتواند باعث عملکرد نادرست شود. در برخی موارد، تنظیم نادرست جریان یا استفاده از بیمتال با کلاس حفاظتی نامناسب نیز میتواند باعث قطع زودهنگام شود.
شناسایی بهموقع علائم خرابی بیمتال برای جلوگیری از آسیب به موتور و تجهیزات صنعتی حیاتی است. مهمترین علائم خرابی شامل قطع و وصلهای غیرعادی و مکرر مدار بدون وجود اضافهبار واقعی، عدم قطع مدار در شرایط اضافهبار مشخص، گرمای بیشازحد بدنه بیمتال، وجود جرقه یا آثار سوختگی در محل کنتاکتها و اتصالات، و کاهش حساسیت نسبت به جریانهای اضافهبار است. همچنین اگر پس از رفع اضافهبار و خنکشدن بیمتال، امکان ریست کردن آن وجود نداشته باشد یا با صدای غیرعادی همراه باشد، نشاندهنده خرابی مکانیکی یا الکتریکی است. بوی سوختگی از بیمتال نیز یکی از نشانههای هشداردهنده محسوب میشود. در صورت مشاهده هر یک از این علائم، باید بیمتال را تعویض کرده و علت اصلی خرابی مانند نصب نادرست، اتصالات شل یا انتخاب نادرست جریان را نیز بررسی نمود.
بیمتالها مانند هر قطعه الکترومکانیکی دیگری، در طول زمان دچار فرسودگی میشوند. طول عمر مفید یک بیمتال به عوامل متعددی از جمله تعداد دفعات عملکرد، شدت جریانهای قطع شده، شرایط محیطی و کیفیت ساخت بستگی دارد. هر بار که بیمتال عمل کرده و مدار را قطع میکند، نوار دو فلزی مقداری خم شده و به مرور زمان ممکن است دچار خستگی فلزی شود که این امر دقت عملکرد آن را کاهش میدهد. به طور معمول، بیمتالهای با کیفیت بالا در شرایط کاری عادی میتوانند چندین هزار بار عملکرد مطمئن داشته باشند. با این حال، عواملی مانند قطعهای مکرر در اثر اضافهبارهای پیاپی، گرمای بیشازحد محیط، ارتعاشات شدید و نوسانات برق میتوانند عمر مفید بیمتال را به شدت کاهش دهند. به همین دلیل، توصیه میشود بیمتالها به صورت دورهای بررسی و در صورت مشاهده هرگونه علائم فرسودگی یا کاهش دقت، تعویض شوند.
پس از عملکرد بیمتال و قطع مدار، برای راهاندازی مجدد سیستم باید مراحل ریست کردن به درستی انجام شود. اولین و مهمترین گام، شناسایی و رفع علت اصلی اضافهبار است؛ زیرا بدون رفع مشکل، ریست کردن بیمتال تنها منجر به عملکرد مجدد و آسیب بیشتر به تجهیزات میشود. پس از اطمینان از رفع علت، باید اجازه داد بیمتال به مدت کافی خنک شود، زیرا نوار دو فلزی برای بازگشت به حالت اولیه نیاز به زمان دارد و معمولاً حدود ۴ تا ۵ دقیقه برای خنکشدن کافی است. سپس با فشار دادن دکمه ریست (Reset) که معمولاً روی بدنه بیمتال قرار دارد، میتوان آن را به حالت اولیه بازگرداند. در برخی مدلها، ریست به صورت اتوماتیک انجام میشود اما در اکثر بیمتالهای صنعتی، ریست دستی است تا اپراتور از رفع علت اضافهبار اطمینان حاصل کند. توجه داشته باشید که در صورت عدم امکان ریست، احتمال خرابی یا گیر کردن مکانیزم داخلی وجود دارد.
سیمکشی بیمتال شامل دو بخش مجزای مدار قدرت و مدار فرمان است که هر کدام پایههای مخصوص به خود را دارند. در مدار قدرت، سیمهای فاز از کنتاکتور خارج شده و به ترمینالهای ورودی بیمتال که با علامتهای L1، L2، L3 مشخص شدهاند، متصل میشوند و سپس از ترمینالهای خروجی با علامتهای T1، T2، T3 به موتور میروند. در بخش مدار فرمان، دو نوع کنتاکت وجود دارد: کنتاکت بسته یا NC که با شمارههای ۹۵ و ۹۶ مشخص شده و به صورت سری با بوبین کنتاکتور قرار میگیرد تا در صورت اضافهبار، مدار فرمان را قطع کند. کنتاکت باز یا NO نیز با شمارههای ۹۷ و ۹۸ مشخص شده و برای اتصال چراغ هشدار یا بوق استفاده میشود تا در زمان عملکرد بیمتال، به اپراتور اطلاع دهد. رعایت دقیق این اتصالات برای عملکرد صحیح سیستم حفاظتی ضروری است.
خرابی زودهنگام بیمتال معمولاً ناشی از ترکیبی از عوامل الکتریکی، مکانیکی و محیطی است. از مهمترین عوامل میتوان به نصب نادرست و اتصالات شل اشاره کرد که باعث افزایش مقاومت و تولید گرمای موضعی شده و به مرور زمان عملکرد بیمتال را مختل میکند. همچنین انتخاب بیمتال با جریان نامی نامناسب برای موتور، یکی از دلایل اصلی خرابی است؛ اگر جریان نامی بیمتال کمتر از جریان واقعی موتور باشد، بیمتال دائماً عمل کرده و فرسوده میشود و اگر بیشتر باشد، حفاظت کافی را تأمین نخواهد کرد. شرایط محیطی مانند رطوبت، گردوغبار، ارتعاشات شدید و دمای بالای محیط نیز میتوانند باعث خوردگی، کاهش حساسیت و خرابی مکانیکی شوند. برای پیشگیری از این مشکلات، باید بیمتال را مطابق با مشخصات فنی موتور انتخاب، اتصالات را به طور محکم و استاندارد انجام داده و به صورت دورهای عملکرد آن را تست نمود.
بیمتالها در حین کار و بدون قطع جریان، قابلیت تنظیم مجدد یا کالیبره شدن را ندارند و هرگونه تنظیم باید در زمان قطع برق و با دقت بالا انجام شود. تنظیم جریان بیمتال از طریق پیچ یا کلید تنظیم موجود روی بدنه صورت میگیرد که محدودهای از جریان را پوشش میدهد. این تنظیم معمولاً با استفاده از یک پیچگوشتی و با توجه به جریان نامی موتور که روی پلاک آن درج شده، انجام میشود. لازم به ذکر است که تنظیم جریان تنها در محدوده مشخص شده توسط سازنده امکانپذیر است و نمیتوان آن را خارج از این محدوده تنظیم کرد. پس از تنظیم اولیه، برای اطمینان از صحت عملکرد، بهتر است تستهای عملکردی انجام شود. برخی از مدلهای پیشرفتهتر دارای نشانگر تنظیم هستند که موقعیت دقیق تنظیم را نمایش میدهند. توجه داشته باشید که تنظیمات بیمتال در طول زمان و در اثر ارتعاشات ممکن است تغییر کند، بنابراین بررسی دورهای تنظیمات توصیه میشود.
بررسی سلامت بیمتال قبل از نصب، گامی حیاتی برای اطمینان از عملکرد صحیح سیستم حفاظتی است. اولین اقدام، بازرسی چشمی است؛ بدنه بیمتال باید عاری از هرگونه ترک، ضربه، تغییر شکل یا آثار سوختگی باشد. در مرحله بعد، با استفاده از یک مولتیمتر در حالت اندازهگیری مقاومت (اهم)، باید پیوستگی کنتاکتهای NC (پایههای ۹۵ و ۹۶) را بررسی کرد که در حالت عادی باید اتصال کامل (مقاومت نزدیک به صفر) داشته باشند. همچنین کنتاکتهای NO (پایههای ۹۷ و ۹۸) باید در حالت عادی باز بوده و مقاومت بینهایت نشان دهند. برای تست دقیقتر، میتوان با اعمال جریان نامی به صورت کنترلشده یا استفاده از دستگاه تزریق جریان، عملکرد حرارتی بیمتال را بررسی کرد. در نهایت، باید پیچهای ترمینال را از نظر محکمی و عدم شل بودن کنترل کرده و تاریخ تولید و گارانتی محصول را نیز مدنظر قرار داد.
بیمتال به تنهایی برای حفاظت در برابر اتصال کوتاه طراحی نشده است و نمیتوان از آن به عنوان تنها وسیله حفاظتی در برابر این پدیده استفاده کرد. دلیل اصلی این است که عملکرد بیمتال بر پایه حرارت ناشی از جریان اضافهبار است و زمان مشخصی برای قطع مدار نیاز دارد، در حالی که در اتصال کوتاه، جریان به شدت بالا رفته و در کسری از ثانیه باعث آسیب به تجهیزات میشود. بیمتال برای پاسخگویی به چنین جریانهای شدیدی بسیار کند است و ممکن است موتور یا سیمکشی قبل از عملکرد بیمتال دچار آسیب جدی شوند. به همین دلیل، در کنار بیمتال که وظیفه حفاظت در برابر اضافهبار را بر عهده دارد، از تجهیزات دیگری مانند فیوزها یا کلیدهای مینیاتوری و کلیدهای محافظ موتور (MPCB) برای حفاظت در برابر اتصال کوتاه استفاده میشود تا پوشش کامل حفاظتی برای مدار فراهم گردد.
در بازار ایران، برندهای متعددی از بیمتال موجود است که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند. از لحاظ کیفی، برندهای زیمنس (Siemens)، اشنایدر الکتریک (Schneider Electric)، ABB، هیوندای (Hyundai) و ال اس الکتریک (LS Electric) به عنوان بهترین برندهای بازار شناخته میشوند. بیمتالهای زیمنس به دلیل دقت بالا، دوام عالی و قابلیت اطمینان در شرایط سخت صنعتی بسیار محبوب هستند. محصولات اشنایدر الکتریک نیز با تنوع بالا و سازگاری با سایر تجهیزات این برند، گزینه مناسبی برای پروژههای صنعتی به شمار میروند. برند ABB به خاطر کیفیت ساخت بالا و طول عمر مفید طولانی، هیوندای به دلیل قیمت مناسبتر و کیفیت قابل قبول، و ال اس الکتریک نیز به عنوان یک گزینه اقتصادی با عملکرد مناسب در بازار حضور دارند. انتخاب برند مناسب بستگی به نیاز پروژه، بودجه و سازگاری با تجهیزات موجود دارد.
تعویض بیمتال معیوب باید با رعایت کامل اصول ایمنی و با دقت بالا انجام شود تا از بروز حوادث و آسیب به تجهیزات جلوگیری گردد. اولین و مهمترین گام، قطع کامل برق تابلو و اطمینان از بیبرقی با استفاده از تستر یا مولتیمتر است. پس از اطمینان از قطع برق، باید سیمهای متصل به ترمینالهای بیمتال را با دقت جدا کرده و محل اتصال هر سیم را یادداشت یا عکسبرداری کرد تا در هنگام نصب بیمتال جدید، اتصالات به درستی انجام شود. بیمتال جدید باید کاملاً با مشخصات فنی بیمتال قبلی از نظر جریان نامی، کلاس حفاظتی و نوع اتصال مطابقت داشته باشد. در حین نصب، باید اتصالات را به طور محکم سفت کرده و از شل بودن آنها اطمینان حاصل شود تا از ایجاد گرمای موضعی جلوگیری شود. پس از اتمام نصب، باید تنظیمات جریان را بر اساس موتور انجام داده و عملکرد آن را با تستهای لازم بررسی کرد.